۲۰۰۹/۱۱/۲۱

گویند که مفت آن گران است...

۲۰۰۹/۱۱/۱۷

من شما را کیلی کوب شناخت...

تعجب نکنید. این خانم تازه از خارج اومدن...

۲۰۰۹/۱۱/۱۳

کاور پلاستیکی موبایل، لکه‌ی سیاهی بر پسامدرنیسم

۲۰۰۹/۱۰/۱۱

پسر بچه لاغر‌تر از این حرف‌ها بود که پیرمرد بتواند جلوی خود را بگیرد. به سرعت از لابلای جمعیت عبور کرد و در چشم‌ به‌هم‌زدنی خود را روبروی پسر بچه‌ یافت. گلویی صاف کرد و در حالی که نفس‌نفس ‌می‌زد سوال مورد علاقه‌ی خود را مطرح کرد: ‌«می‌روی باشگاه تار عنکبوت؟»

۲۰۰۹/۱۰/۹

مادرها با به دنیا آمدن بچه‌اشان شادمان می‌شوند... غافل از این واقعیت که دوران سیاه «نوجوانی» در راه است.

۲۰۰۹/۱۰/۶

«گشنه‌پلو با خورشت دل‌ضعفه»

مخترع این عبارت نمی‌توانه زیاد دور شده باشه.

۲۰۰۹/۹/۲۳

به نظر من به لحاظ رفتار سازمانی و شخصیت تیمی، «گروه خوارج» یکی از جذابترین گروه‌‌‌های تاریخی است.

۲۰۰۹/۹/۲۲

کیفش اندازه‌ي خودشه...

۲۰۰۹/۹/۱۷

ای کاش می‌توانستم چشم‌هام را ببندم و وقتی اون‌ها را باز کنم ببینم همه چیز یک خواب قشنگ بوده...

۲۰۰۹/۹/۱۵

چند لحظه به عمل «دست‌زدن» فكر كنيد. دو دست را به هم مي‌كوبيم تا يك صدا ايجاد شود. به نظر من اگر جلوی این کار گرفته نشود پوچگرايي را درابعاد گسترده ترويج مي‌كند.

۲۰۰۹/۹/۱۰

بيايد با هم رو راست باشيم. كي بدش مي‌آید به یک آدم با‌ شرافت توهین کنه؟

۲۰۰۹/۹/۷

مثلاً مي‌توانید وقتی از شما ساعت می‌پرسند دقیق جواب دهید. مثلاً بگویید نه و پانزده دقیقه و ده ثانیه. بی‌شک جواب‌های دقیق‌تر خنده‌دار‌تر خواهند بود. بگویید نه و پانزده دقیقه و ده ثانیه و پنجاه و چهار صدم ثانیه... تبریک می‌گویم. شما دیگر یک بامزه‌اید.

۲۰۰۹/۹/۵

چیپس من تمام شد. مال تو داره؟

چی‌چی می‌گی ششم

۲۰۰۹/۹/۴

- Are you sick?

- Like rice in consomme.


Why are you looking like that? -

- How many legs does a frog have?




۲۰۰۹/۸/۳۱

آيا خداوند ستارالعيوب است؟ اين گزارش را با هم ببينيم...

۲۰۰۹/۸/۲۷

دزد یا گربه؟ حقیقت کدام است؟

۲۰۰۹/۸/۲۶

در اینجا منظور از ثروت، ثروت حقیقی است.

۲۰۰۹/۸/۲۰

تشابه کلمه‌های «کنسرو» و «کنسرت»...
به نظر من این یک امتحان بود برای ما که خیلی‌‌‌ها شکست خورده ازش بیرون آمدند.

۲۰۰۹/۸/۱۱

«۲-۲ به نفع داور»
اول خدا، بعد هم این عبارت...

۲۰۰۹/۸/۴

مملو به لیزر خیلی علاقه داشت. خیلی‌ها بهش می‌گفتند که لیزر دیگه قدیمی شده و باید دورش را خط کشید. ولی مملو گوشش به این حرف‌ها بدهکار نبود. هر روز لیزرش را می‌آورد تو کوچه و بازی می‌کرد.

«چی‌چی می‌گی سوم»